واکنش ترامپ به پیام قالیباف درباره افشای «کد آشوب» رد ادعای مطرح‌شده درباره روابط ایران و چین فرود اضطراری هواپیمای حامل وزیر امنیت داخلی آمریکا شکست مذاکرات امنیتی اسرائیل با دولت سوریه دبیرکل نجبا: بعد از ۳۰ سپتامبر جنازه اشغالگران را به آمریکا پس می‌فرستیم گزارش آژانس انرژی اتمی درباره راستی‌آزمایی در تأسیسات ایران بیانیه وزارت امور خارجه درباره حمله نظامی آمریکا به ایران: نیرو‌های مسلح پایگاه‌های نظامی آمریکا را مورد ضربات دفاعی و کوبنده خود قرار دادند صدای انفجار در اردن و اصابت موشک به پایگاه آمریکا سنتکام حمله به خاک ایران را تأیید کرد پزشکیان در دیدار با پوتین: ایران در برابر تجاوزگری خواهد ایستاد/ روابط ایران-روسیه رو به توسعه است جزییات گزارش محرمانه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی درباره ذخایر اورانیوم ایران کشته شدن مقام ارشد بانک آمریکا در حمله با سلاح سرد در نیویورک سخنگوی وزارت خارجه: پیام عراقچی به فواد حسین ارتباطی با مذاکرات ایران و آمریکا نداشت واکنش حشد الشعبی به تخلیه مقرهایش به دنبال تشدید تنش میان آمریکا و ایران صدور بیانیه مشترک پیمان مکه در استانبول / جزییات یک نفتکش در تنگه هرمز هدف پرتابه ناشناس قرار گرفت
یادداشت تمارا برو، تحلیلگر لبنانی؛

بازدارندگی چین در تحریم‌های ضد ایرانی آمریکا

مشکل اصلی واشنگتن نه تنها توانایی ایران در دور زدن تحریم‌ها، بلکه حضور چین به عنوان بزرگترین شریان اقتصادی نفت ایران است.
تمارا برو؛ تحلیلگر لبنانی
تاریخ انتشار: ۱۱:۰۴ - ۱۲ شهريور ۱۴۰۵ - 2026 September 03
کد خبر: ۳۱۷۵۹۳

بازدارندگی چین در تحریم‌های ضد ایرانی آمریکا

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ پس از آنکه گزینه نظامی نتوانست ایران را به زانو درآورد، آمریکا با افزایش تحریم‌ها و تلاش برای قطع کانال‌های مالی و تجاری باقی‌مانده که به تهران امکان کسب درآمد می‌دهد، وزن رویارویی را به حوزه اقتصادی منتقل کرد.

هدف قرار دادن پالایشگاه‌های کوچک اساساً با هدف قرار دادن بانک‌های بزرگ چینی یا مؤسسات مالی دولتی متفاوت است

دولت دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا در جدیدترین اقدام خود، گسترش کمپین تحریم‌ها علیه ایران و شبکه‌های مالی و تجاری آن را اعلام کرد و ده‌ها فرد و نهاد مرتبط با آن را هدف قرار داد. آخرین اقدامات شامل شعب بانک مصر در امارات و سایر نهادهای مرتبط با شبکه‌های مالی ایران بود.

اما مشکل اصلی واشنگتن نه تنها در توانایی ایران در دور زدن تحریم‌ها، بلکه در نقش چین به عنوان بزرگترین شریان اقتصادی نفت ایران نیز نهفته است. وزارت خزانه‌داری آمریکا نشان می‌دهد چین تقریباً ۹۰ درصد از صادرات نفت ایران را به خود اختصاص داده است و پالایشگاه‌های مستقل چینی، معروف به «پالایشگاه‌های تی‌پات»، نقش کلیدی در خرید و پالایش این نفت ایفا می‌کنند.

به همین دلیل، واشنگتن پیش تر تعدادی از پالایشگاه‌های مستقل چینی را تحریم کرده بود. تا آوریل گذشته، وزارت خزانه‌داری آمریکا تحریم‌هایی را علیه پنج پالایشگاه مستقل چینی اعمال کرد و به مؤسسات مالی درباره خطرات معامله با پالایشگاه‌هایی که نفت ایران را وارد می‌کنند، هشدار داده بود.

اما هدف قرار دادن پالایشگاه‌های کوچک اساساً با هدف قرار دادن بانک‌های بزرگ چینی یا مؤسسات مالی دولتی متفاوت است. اینجاست که محدودیت‌های قدرت آمریکا آشکار می‌شود؛ اعمال تحریم‌های مستقیم علیه مؤسسات مالی بزرگ چینی می‌تواند تحریم‌ها را از ابزاری برای فشار بر ایران به رویارویی مالی مستقیم با چین تبدیل کند.

به همین دلیل است که واشنگتن در تعاملات خود با پکن محتاط به نظر می‌آید. وقتی از اسکات بیسنت، وزیر خزانه‌داری درباره احتمال هدف قرار دادن بانک‌های چینی سؤال شد، این گزینه را رد نکرد، اما تأکید کرد بهترین راه برای تعامل با کشورها «دیپلماسی آرام» است.

این لحن محتاطانه امکان دارد نشان‌دهنده تمایل واشنگتن برای جلوگیری از گشودن جبهه جدید با پکن باشد، به ویژه با توجه به نشست برنامه‌ریزی شده بین ترامپ و شی جین پینگ، رئیس جمهور چین که می‌تواند به توافقات تجاری منجر شود.

اما محاسبات آمریکا صرفاً مربوط به نشست یا روابط دوجانبه نیست. واشنگتن می‌داند گسترش تحریم‌ها به نهادهای اصلی چینی می‌تواند هزینه رویارویی را به میزان غیرقابل مدیریتی برساند، به ویژه با توجه به ماهیت بسیار به هم پیوسته سازوکار مالی جهانی. بنابراین، وقتی از بیسنت پرسیده شد چرا تحریم‌های گسترده‌تری اعمال نمی‌شود، گفت که واشنگتن به کشورها فرصتی می‌دهد تا رفتار خود را اصلاح کنند و با لحنی لفاظانه پرسید: چرا باید بخواهم سازوکار مالی جهانی را منفجر کنم؟

این گزینه با توجه به چالش‌های مالی و اقتصادی پیش روی آمریکا، بسیار حساس‌تر است؛ بدهی فدرال آمریکا از ۴۰ تریلیون دلار فراتر رفته و کسری بودجه و پرداخت بدهی‌ها رو به افزایش است. بنابراین، درگیر شدن در رویارویی مالی گسترده با چین می‌تواند هزینه اقتصادی برای واشنگتن به همراه داشته باشد که کمتر از فشاری که می‌خواهد بر تهران اعمال کند، نیست.

واشنگتن همچنین می‌داند هدف قرار دادن نهادهای بزرگ چینی می‌تواند پکن را به اقدامات متقابل، مانند محدود کردن صادرات مواد معدنی کمیاب یا کاهش خرید کالاهای آمریکایی، وادار، در نتیجه جبهه اقتصادی جدیدی باز و فشار بیشتری بر دولت ترامپ وارد کند.

تجربه اوباما؛ محدودیت‌های تحریم‌ها علیه چین

پیچیدگی‌های امروز واشنگتن در تلاش برای فلج کردن اقتصاد ایران به طرز چشمگیری شبیه به پیچیدگی‌هایی است که دولت باراک اوباما، رئیس جمهور اسبق آمریکا با آن مواجه بود. ترامپ از سیاست اوباما انتقاد و استدلال کرد که این سیاست به تهران فرصتی برای توسعه برنامه هسته‌ای خود داده است، نه اینکه آن را مهار کند.

اما نکته قابل توجه اینکه دولت اوباما، با وجود استفاده سختگیرانه از تحریم‌ها، از هدف قرار دادن بانک‌های دولتی بزرگ چین خودداری و در عوض بر بانک‌های کوچک‌تر چینی تمرکز کرد.

گرچه درست است که توافق هسته‌ای امضا شده در سال ۲۰۱۵ میلادی شامل لغو بخش بزرگی از تحریم‌های ثانویه علیه مؤسسات خارجی طرف معامله با ایران بود، اما همین تجربه حقیقت عمیق‌تری را آشکار می‌کند: حتی در اوج سیاست تحریم‌ها، واشنگتن مجبور بود بین اعمال فشار بر تهران و جلوگیری از درگیری مالی گسترده با چین تعادل برقرار کند.

پیچیدگی‌های امروز واشنگتن در تلاش برای فلج کردن اقتصاد ایران به طرز چشمگیری شبیه به پیچیدگی‌هایی است که دولت باراک اوباما، رئیس جمهور اسبق آمریکا با آن مواجه بود.

چین؛ بین تعامل با ایران و اجتناب از تقابل با واشنگتن

چین موضوع ایران را صرفاً موضوعی مربوط به تهران نمی‌داند، بلکه آن را آزمونی برای توانایی آمریکا در استفاده از تحریم‌های ثانویه علیه شرکت‌ها، بانک‌ها و بخش‌های اقتصادی چین می‌داند.

بنابراین، هنگامی که آمریکا از اعمال تحریم های مستقیم تعدادی از پالایشگاه‌های مستقل چینی به دلیل خرید نفت ایران خبر داد، پکن فشار آمریکا را رد و تأکید کرد، همکاری اقتصادی‌اش با ایران در چارچوب قوانین بین‌المللی است و تحریم‌های یکجانبه آمریکا مشروعیت بین‌المللی لازم ندارد.

به تازگی پس از اعمال تحریم‌های ثانویه واشنگتن علیه تهران، پکن اعلام کرد تمام اقدامات لازم را برای دفاع از حقوق و منافع خود انجام خواهد داد. از این رو، محتمل‌ترین سناریو این است که چین به محافظت از منافع بخش خصوصی خود در برابر تحریم‌های ثانویه ادامه دهد و پالایشگاه‌های چینی به خرید نفت ایران ادامه دهند، اما بدون اینکه پکن مؤسسات مالی بزرگ خود را به رویارویی مستقیم با سازوکار مالی آمریکا سوق دهد.

دقیقاً همین جاست که عملگرایی چینی مطرح می‌شود: پکن نمی‌خواهد از منافع نفتی و تجاری خود با ایران دست بکشد، اما در عین حال نمی‌خواهد موضوع ایران را به رویارویی آشکار با واشنگتن تبدیل کند.

در چارچوب کلی‌تر، چین نمی‌خواهد این رویارویی با تسلیم کامل ایران به وسیله آمریکا یا ظهور واشنگتن به عنوان طرف پیروز پایان یابد، زیرا چنین سناریویی می‌تواند موازنه قدرت در غرب آسیا را به گونه‌ای تغییر دهد که به منافع چین آسیب برساند.

اما این به آن معنا نیست که پکن خواهان رویارویی آشکار آمریکا و ایران یا جنگ طولانی مدت است. برعکس، منافع آن در حفظ درجه‌ای از ثبات است که اجازه می‌دهد جریان انرژی و تجارت ادامه یابد و از فروپاشی ایران یا خروج کامل آن از حوزه نفوذ چین جلوگیری شود.

به عبارت دیگر، پکن نمی‌خواهد ایران را از دست بدهد، اما نمی‌خواهد آمریکا را نیز از دست بدهد. بنابراین، به نظر نمی آید راهبرد آن مبتنی بر ترجیح طرفی بر دیگری باشد، بلکه مبتنی بر مدیریت تضادهای بین آنها به گونه‌ای است که منافع راهبردی اش حفظ شود.

این جوهره عمل‌گرایی چینی است: نه جانبداری مطلق از ایران، نه تسلیم شدن در برابر آمریکا، بلکه تلاش برای دستیابی به بیشترین دستاوردهای ممکن به وسیله ایجاد تعادل بین دو طرف.

از این رو، سؤال دیگر فقط این نیست که: آیا واشنگتن می‌تواند تحریم‌ها علیه ایران را افزایش دهد؟ بلکه این سؤال مطرح شده است: آمریکا تا چه حد می‌تواند بدون برخورد با منافع چین یا تحریک پکن به استفاده از تاکتیک‌های ضد اقتصادی، به اعمال فشار بر تهران ادامه دهد؟

در این چارچوب، چین احتمالاً به حفاظت از منافع خود با ایران ادامه خواهد داد و در عین حال از رویارویی اقتصادی مستقیم با آمریکا اجتناب خواهد کرد. پکن احتمالاً همچنان تفاهم پایدار بین تهران و واشنگتن را ترجیح خواهد داد که از افزایش تنش جلوگیری و ثبات منطقه‌ای را حفظ کند، بدون اینکه به فروپاشی ایران یا خروج کامل آن از حوزه نفوذ چین منجر شود.

ارسال نظر
captcha
پرطرفدارترین اخبار